دل نوشته های عاشق نگران
درباره وبلاگ


آبانـــــــــــــــی هستم ..... اگر دیدی یک آبانی در برابر خطای تو از غرورش گذشت مطمئن باش تو را بیشتر از آنچه در متخیله ات میگذرد دوست داره ﯾﻪ آباني ﻧﻪ ازت توضیح میخواد ، ﻧﻪ ﺩنبال دلیل میگرده ، نه دیگه کاریت داره ! ﻭﻗـﺘــﯽ ﺣـــﺮمته رابطه رو شکستی ، ﻓـﻘﻂ نگاهت میکنه ، ﺳـــﮑــﻮﺕ میکنه ﻭ ازت فاصله میگیره... همین

پيوندها
آموزش آشپزی
آموزش کیک وشیرینی
اس ام اس
جی پی اس موتور
جی پی اس مخفی خودرو

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان دل نوشته های عاشق نگران و آدرس scorpio.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 97
بازدید دیروز : 1
بازدید هفته : 99
بازدید ماه : 98
بازدید کل : 15123
تعداد مطالب : 137
تعداد نظرات : 16
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
لیندا فلیحی

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 

خدای من؛ خطاهایم؛

خطاهایم لباس پستی و ذلّت تنم کرده؛

خواستم و نشد ...

آرزوهایم را ، امیدهایم را یکی یکی به آتش می کشم.


تا اندکی گرم شوم...!

چه طعم تلخ و زننده ای دارد این جراحت های افکارم

 

دلم می خواهد از دید بعضی آدمها پنهان بمانم

آدمهایی که مدام توی زندگیت سرک می کشند

و با ژست صمیمیت

داشته هایت را می شمارند

احساساتت را خط کشی می کنند

اشتباهاتت را سرزنش می کنند

به چیز هایی که خود ندارند حسادت می کنند

دست می گذارند روی نقطه ضعف هایت و آنها را بزرگ و بزرگتر می کنند

وهركاري لازم باشد ميكنند

تا تو را کوچک و بی رنگ و کدر نشان دهند


این آدمها ” آینه ” نیستند ، ” خورده شیشه اند ...

 

 

دلــــــــــم ..
با مشت دیگران کـَـکش هم نمیگزد...
امـــــــــــــــــــــــــــــــا ...
اخم تو...
خوردش میکنــد ..
چه رســد به .......
... قهر و نبودنــت...

 

زمیـــن قانـون عجیبی دارد...
هــفت میلیـــارد آدم...
و فقـط بـا یکی از آنهــا
احساس تنهـایی نمی کنی
و خدا نکـــنه کـه آن یـک نفـــر
تنهایت بگــــذارد،
آن وقت حتی با خودت هـــم
غریبـه می شوی...
نگاه کن
در این عصر یخبندان
حتی رویای بودنت
در نقطه ی انجماد
دلم را به آتش میکند
این روزها
آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست
که رخت های دلتنگیم را
فرصتی برای
خشک شدن نیست ...!
دلــــــــم کوچک است!
کوچک تر از باغچـــه ی پشت پنجــــره!
اما آنقـــدر جا دارد تـا برای کســـی که دوستش دارم ،
نـیـمکتــــــــی بگـــــذارم...
بــــرای همیشــــــــــه...
زندگی‌ همین است
هر خاطره غروبی دارد...
هر غروبی خاطره ای...
و ما جایی‌ بینِ امید و انتظار...چشم می‌کشیم تا روزگار مان بگذرد
گاهی‌ هم فرق نمیکند چگونه...

 
شنبه 26 بهمن 1392برچسب:شعرزيبا,شعرعاشقانه,شعراحمدشاملو, :: :: نويسنده : لیندا فلیحی

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد        

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت

روزي كه كمترين سرود بوسه است

و هر انسان براي هر انسان برادري ست

روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند

قفل افسانه يي ست

و قلب براي زندگي بس است

روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است

تا تو بخاطر اخرين حرف به دنبال سخن نگردي

روزي كه آهنگ هر حرف زندگي ست

تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوي قافيه نبرم

روزي كه هر لب ترانه اي است

تا كمترين سرود بوسه باشد

روزي كه تو بيايي

براي هميشه بيايي

و مهرباني با زيبايي يكسان شود

روزي كه ما دوباره براي كبوترهايمان دانه بريزيم

و من ان روز را انتظار مي كشم

حتي روزي كه ديگر نباشم

 

عیب نداره که " تنهایی   

 عیب نداره که شبا بدون " شب بخیر " می خوابی   ...  
 عیب نداره که جمله ی "دوستت دارم " رو نمیشنوی   ...   
 عیب نداره که دلش دیگه برات " تنگ " نمیشه   ...  
عیب نداره حرفاتو باید تو تختت با " خودت " بزنی ... 
 عیب نداره زیر بارون بدون  ، باید " تنها " خیس شی ... 
 عیب نداره که کسی نیست " درد " هاتو بهش بگی ...
 عیب نداره گلم ، " خدا بزرگه " اونم تنهاست ،
 بدون شب بخیر می خوابه ، دوستت دارم های تورو
 میشنوه و دلش برات تنگ میشه ! 
 حرفاتو به اون بزن ، زیر بارون باهاش قدم بزن....
 
 

به تماشا سوگند و به آغاز كلام

وبه پرواز كبوتر از ذهن

واژه اي در قفس است

حرفهايم ،مثل يك تكه چمن روشن بود .

من به آنان گفتم :آفتابي لب درگاه شماست

كه اگر در بگشاييد به رفتار شما ميتابد

ومن آنان را به صداي قدم پيك بشارت دادم

و به نزديكي روز، وبه افزايش رنگ

به طنين گل سرخ، پشت پرچين سخن هاي درشت

چشمشان را بستيم

دستشان را نرسانديم به سرشاخه هوش

جيبشان راپر عادت كرديم

خوابشان را به صداي سفر آئينه ها آشفتيم

 

 

همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه

همین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشه

همین که گاهی دنیا رو با چشمای تو می بینم

همین که چشم به راه تو میون آینه می شینم

بازم حس می کنم زنده ام

بازم حس می کنم هستم

همین که میشه یادت بود،تو روزایی که درگیرم

که گاهی ساده می خندم،گاهی سخت دلگیرم

همین احساس خوبی که دلت سهم منوداده

همین که اتفاق خوب براي قلبم افتاده

بازم حس مي كنم زنده ام ...هستم ...

 

غریب آشنابامن،
دلم تنگ است باورکن

پس ازتو

زندگی با مرگ همرنگ است باور کن

کمک کن تادوباره جاده ها بی انتها باشد

نباشی پای رفتن های من سنگ است باور کن

و این بر شانه های عشق یک ننگ است باورکن

 

من آبان ماهیم

من یه آبانیم ، همون دیوونه ام

 که هیچ وقت هم عوض نمیشم

هموني كه تك پره...

هموني كه فقط به عشقش فكرميكنه

 همونی که همه باهاش خوشحال هستن....

 همونی که هق هق همه رو به جون دل گوش میده

 ولی خودش بغضاش رو زیر بالش می ترکونه....

 همونی که فکر میکنی سخته...

سنگه اما با هر تلنگری می شکنه....

 همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه

 اما همه ناراحتش می کنن....

 همونی که تکیه گاه خوبیه...

 هموني كه همه دلشوشكوندن اما هيچي نگفتو سكوت كرد

  آره من یه آبانیم...

 

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 14 صفحه بعد